X
تبلیغات
زولا
تاریخ : پنج‌شنبه 16 مهر 1388 | 13:18 | نویسنده : خاکی

  اقامتگاه حضرت مهدى علیه السلام کجاست ؟ 

  مى پرسند:  

 امام قائم (عج ) کجاست و آیا فرزند و همسر دارد؟ 


 از قواعد و روایات معصومین علیهم السلام استفاده مى شود که امام قائم (عج ) هم اقامتگاه مخصوص دارد و هم زن و فرزند.
در مورد اقامتگاه آن حضرت نخست باید توجه داشت که آن حضرت همه ساله در مراسم عظیم حج شرکت مى کند.
و بعضى از سعادتمندان در مراسم حج به محضرش شرفیاب شده اند.
همچنین هر جا که بخواهند از مشاهد مشرفه و... خواهد رفت .
اما در مورد اقامتگاه آن حضرت و فرزندان و بستگان و یاران مخصوص ‍ (اوتاد) چندین مکان ماند: مدینه ، دشت حجاز، کوه رضوى ، کرعه  و سرزمینهاى دور دست و... گفته شده است .
در میان این گفتار آنچه بیشتر نظرها را جلب مى کند این است که اقامتگاه آن حضرت و فرزندانش و گروهى از خواص یارانش در جزیره اى از دریاى بزرگ مى باشد.
از امام هادى علیه السلام داستانى نقل شده که خلاصه اش این است :
حضرت مهدى (عج ) و فرزندانش در جزیره هائى بسیار بزرگ و پهناور در دریا زندگى مى کند و عدد شیعیان آنجا بسیار زیاد است ، و فرزندان وى هر یک حاکم جزیره اى هستند و خدا بهتر مى داند.

پاسخ :  



تاریخ : چهارشنبه 15 مهر 1388 | 14:01 | نویسنده : خاکی

 

 خدا دوست کسى است که دوستش بدارد 
خداوند تعالى به داود علیه السلام وحى فرمود: اى داود! به بندگان 
 زمینى من بگو: من دوست کسى هستم که دوستم بدارد و همنشین کسى هستم که با من همنشینى کند و همدم کسى هستم که با یاد و نام من انس گیرد و همراه کسى هستم که با من همراه شود، کسى را بر مى گزینم که مرا برگزیند و فرمانبردار کسى هستم که فرمانبردار من باشد. هر کس مرا قلباً دوست بدارد و من بدان یقین حاصل کنم ، او را به خودم بپذیرم و چنان دوستش بدارم که هیچ یک از بندگانم بر او پیشى نگیرد. هر کس براستى مرا بجوید بیابد و هر کس جز مرا بجوید مرا نیابد. پس - اى زمینیان ! - رها کنید آن فریبها و اباطیل دنیا را و به کرامت و مصاحبت و همنشینى و همدمى با من بشتابید و به من خوگیرید تا به شما خوگیرم و به دوست داشتن شما بشتابم


تاریخ : چهارشنبه 15 مهر 1388 | 13:22 | نویسنده : خاکی
در روایات مربوط به حضرت مهدى (عج ) بسیار آمده که :
(( یملاء الارض عدلا و قسطا و نورا کما ملئت ظلما و جورا و شرا؛))
آن حضرت زمین را پر از قسط و عدل و نور خواهد کرد همان گونه که پر از ظلم و جور و بدى شده باشد؟))


تاریخ : جمعه 10 مهر 1388 | 17:48 | نویسنده : خاکی

شاید این جمعه بیاید شاید.................. 

امروزم جمعستو اما..... 

 

آقا جان انقدر دعا می کنم تا شاید صدامو بشنوین وجوابمونو بدین.خیلیا هستن که به دعاتون احتیاج دارن. 

کاش میومدینو دنیارو گلستان میکردین.هرچی می گذره ما دلتنگ تر میشیم آقا جان. 

خیلی دوستون داریم آقااااا!!



تاریخ : جمعه 3 مهر 1388 | 12:55 | نویسنده : خاکی

اصلا ربطی نداشت اما آموزنده بود.....



تاریخ : جمعه 3 مهر 1388 | 12:53 | نویسنده : خاکی

پسر کوچکی وارد داروخانه شد.کارتنی را به سمت تلفن هل داد.روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد وشروع نرد به گرفتن شماره ای ۷رقمی. 

مسول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.پسرک پرسید:خانم می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟ 

زن پاسخ داد:کسی هست که این کاررا برایم انجام می دهد. 

پسرک گفت:خانم من این کاررا نصف قیمتیکه او میگیرد انجام خواهم داد.زن در جوابش گفت:از کاراین فرد راضی ام. 

پسرک بیش تر اصرار کرد وپیشنهاد داد:من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم.در این صورت شما  در ۱شنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهیدداشت.مجددا زن پاسخ منفی داد. 

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت گوشی را گذاشت. 

مسول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت وگفت:پسر از رفتارت خوشم می آید.به خاطره این که روحیه ای خاص .خوبی داری دوست دارم کاری به تو پشنهاد بدهم. 

پسر جوان جواب داد:نه ممنون.من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم.من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند. 



تاریخ : جمعه 3 مهر 1388 | 11:36 | نویسنده : خاکی

سلام به دوستایه گلم! 

باباخوب نظربدین دیگه خوشحال میشم 

یه مطلب خیلی زیبا براتون گذاشتم حتما بخونیدش