X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : دوشنبه 23 تیر 1393 | 15:46 | نویسنده : خاکی



خواهرم در انگلستان سکونت داشت.اوحامی یک یتیم در ایران بود.یک بار وقتی تماس گرفت توی صداش نگرانی و دلهره بود.گفت:«خوابی دیده خواب همان یتیمی که حامی اش بوده.»

اون یتیم دخترهمسایه مابود.وآن موقع قصد داشت ازدواج کند.اما برای تهیه جهیزیه اش با مشکل مواجه بود و ما نمی دانستیم.خواهرم خواست که با خانواده اش ملاقاتی داشته باشیم.
ما مبلغی راتهیه کردیم تاخرید جهیزیه و ازدواج آنها هرچه زودتر انجام شود.
خدایا ! تو اگر گرانبهاترین دارایی من دراین دنیا هستی،بگذار کنارت بمانم،من مسافری غریب هستم که درخوابم قربت تورا دیدم.


معصومه سلطانی واحد اکرام خمینی شهر



پی نوشت:فکر نمیکنم لذتی دردنیا بالاتر از خوشحال کردن برادر مومن باشه...

وقتی سرتو میزاری رو بالشو میخوابی خیالت راحته یکیو روزش خوشحال کردی...
شاید کوچکترین مشکل تو بزررگترین مشکل برادر مومنت باشه...
کسانی که برای یک زندگی ساده خدا خدا میکنن پول دستشون برسه
ولی
بعضی برای یه زندگی پر زرق و برق حرص میخورن...
برادرت را دریاب...
گاهی انقدر حرمت داری که بایک واسطه گری میتونی دوتا جوونو بهم برسونی...مخوای جوون باشی یا پیر ...